|
|
|
|
|
دلم براشون سوخت وقتي ديدمش، با يه دستم دوچرخه رو گرفتم كه كلي پلاستيك ميوه و تره بار بهش آويزون بود و با دست ديگه به سختي توي جيب شلوارم گشتم ، دوتا سكه ، يكي 5 تومني و يكي 25 تومني پيدا كردم،هر دوتاشو گذاشتم كف دستش، به محض اينكه سرم رو آوردم بالا و حركت كردم يه كي ديگشونو حدود 20 متر جلوتر ديدم، از شانس ما اونم حواس شيشدونگش به من و اين مادر و پسر بچه بود منتها خيييلي پيرتر، يكدفعه تو ذهنم گفتم كاش لاقل اون 5 تومنيه رو نگه ميداشتم ميدادم به اين ، ولي خب ديگه هيچي نداشتم، بهش كه رسيدم همونطور كه نشسته بود خم شد و دستشو دراز كرد و هي با زبون خودش شروع كرد به حرف زدن، من از حدود يك و نيم متريش داشتم رد ميشدم والبته نميفهميدم چي ميگفت اما بهش نگاه كردم ، يه قيافه ي چول و داغون هم داشت،بهش گفتم : شرمنده ،ديگه چيزي توي جيبم نيست! سرم رو آوردم بالا و قدم زنان و دوچرخه بدست ، دو قدم بيشتر بر نداشته بودم كه يهو يه چيز محكم خورد توي پام و بعد توي دوچرخه! به خودم اومدم ديدم طرف خم شده و با عصاي محكمي كه داشت هي داره منو ميزنه! يه جا خالي دادم و گفتم : چيه چته !!؟ و اونم هي با زبون خودش وراجي ميكرد و معلوم بود در حال فحش دادنه! چند قدمي دور شدم و چند ثانيه ي اول نفهميدم جريان چيه! ولي از برخوردش ناراحت شده بودم،ايستادم، و متوجه شدم كه بخاطر اينكه به قبليه كمك كردم و به اين چيزي ندادم منو زده و اون لحظه اينققققققدددددددررررر عصباني شدم كه تاب و تحملم سر رفت، متاسفانه بر خلاف روحيه و اخلاقم كه از اين كارها ازم بر نمياد اونجا گفتم بااااااااييييد تلافي كنم كارشو وگرنه از عصبانيت شب خوابم نميبره! شما بودين چه كار ميكردين!؟؟؟ |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
جمع شدن همه ي چيزهايي كه در سنين مختلف آدم ياد ميگيره نتيجش ميشه ايني كه الان هستيم..
كدوم قسمت از آموزه هاي سني شما تاثير بيشتري در ايني كه الان هستيد، داشته!؟
|
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد
|
|
||
|
|
|
|
|
( اين پُست به درخواست بعضي از خوانندگان وبلاگ مجدداً گذاشته شد ، اميدوارم بخونيد و بهره مند بشيد ، و البته براي اونهايي كه چندين بار هم خوندن ارزش خودش رو از دست نميده و باز هم جذابه )
بعد از اين كه خداوند متعال تاج كرامت و انسانيت را بر سر ما انسان ها گزارد و انسان را اشرف مخلوقات قرار داد تصميم گرفت كه در بهشت برين و در كنار خودش ما را جاي دهد ولي از آن جايي كه در قانون الهي نامبرده رنج گنج ميسر نمي شود و از آنجايي كه انسان را بُعد حيواني هم مي باشد و يا به عبارتي يك حيواني است كه مسلح شده به سلاح عقل و منطق و زبان و از آنجايي كه بهشت جاي حيوانات نيست و اگر انسان بدون آزمايش و بدون رنج و زحمت و مجاني به بهشت برود زمينه اعتراض ساير موجودات هم فراهم مي آيد بطوري كه حيوانات مي گويند : انسان فقط داراي ميل خوردن بود ، ما در خوردن از او متبحر تر و وارد تر بوديم! انسان داراي شهوت بود ، ما در هوسراني از او استاد تر بوديم! انسان مي خوابيد ، ما در خوابيدن از او جلو تر بوديم! پس حالا كه او بخاطر خوردن و خوابيدن و شهوت به بهشت رفته ما هم كه از او در اين چند رشته واردتر و استاد تر هستيم هم حق رفتن به بهشت و قرار گرفتن در قرب الهي را داريم بر اين اساس و با توجه به اين كه همه كارهاي خداي متعال از روي حكمت است پس : ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در ساعت توسط محمد
|
|
||